تبليغاتX
دلي گم کرده ام
دستم را بر سرم تكیه می دهم

وخیالم را در پنجره می ریزم

تا بااسمان یكی شوم

از پنجره مردمانی بسیار متفات را دیدم

سخنانی بسیار متفاوت را شنیده ام

اینك به دروازه ی خیا ل پای می نهم

لباس ذهنم را در می آورم و بر رخت آویز شب می آویزم

چشمانم پر از صدای شنیدن است

ولی باز


دلم می گوید یک قصه را اگر میتوانی بگوی

قصه عشق......

پنجره ی روبرو می شكند


وآسمان بر من آوار می شود

دستم را از تكیه گاه خیا ل بر می دارم

قلبم پر ازآواز باران می گردد

وخیا بان و كو چه را به فراموشی می سپارم و

 گوش به قصه دل می سپارم...

 

+ نوشته شده در  4 Sep 2009ساعت 0 AM  توسط مریم | 
          

 

  تمام این سالها خیال آمدنت را با خود به دوش کشیده ام

وشباهنگام وقتی که از تاریکی شب می ترسیدم


سیاهی چشمانت پناه امن شبهای من بود

زمانی که همه خوشی های زندگیم یک به یک رفتند

تنها خاطرات خوب تو بودند که منو تنها نذاشتن


فصلها آمد و رفت


کم کم امید دوباره دیدنت کمرنگ و کمرنگ تر شد

اما خیالت ازسرم بیرون نرفت

من تمام لحظه هایم را با تو بوده ام

در تمامی این سالها
                            با تو ولی بی تو........

 

+ نوشته شده در  3 Jun 2009ساعت 0 AM  توسط مریم | 
 
گاه گاهی که تنها می شوم


کسی مرا می بردبه آن روزگاران نه چندان دور

اما رفته از یادها

به روزهایی که

 تمام دغدغه ام انجام تکالیف مدرسه ام بود


ونگرانی ام شبهای امتحان

به روزهایی که تقلب سر جلسه امتحان بزرگترین گناهم

و بیشترین شیطنتم کشیدن صورتکهایی روی تختخه سیاه بود

کاش هنوز هم سخت ترین مساله زندگی ام

حل مساله های ریاضی بود..

مریم.

 

+ نوشته شده در  3 Jun 2009ساعت 0 AM  توسط مریم | 

عشق اول مهربونم تو که عشق یاد من دادی

تو که حس قشنگ عاشقی رو بهم نشون دادی

هنوز بعضی شبها تورو من خواب می بینم


چشامو که هم میذارم تورو کنارم می بینم

خواب تورو که اصلا منو شاید دیگه یادت نیاد

شاید حتی دیگه قیافمم به خاطرت نیاد

راستی یه سوال؟ هنوز منو یادت میاد؟

نامه های یواشکی نگاههای پنهونکی یادت میاد؟

یادت میاد می گفتی که دستهام می لرزه وقلبم تند تند می زنه وقتی تورو می بینمت!


یادت میاد می گفتی که دلم برات تنگ شده تورو خدا قرار بذار بینمت!

یادش بخیر چه روزهای خوبی بود

یه عشق پاک و قشنگ وصادقانه بود


یادت میاد راهمون کردن جدا

تو موندی و منو بردن یه جادیگه از تو جدا

آخرین قرارمون رو یادته؟

اشک چشمای تو و گریه های من یادته؟

اونروز بهم قول دادیم که هیچوقت همدیگرو فراموش نکنیم

خاطره عشقمون روتا ابد تو قلبامون حک بکنیم


من بهت گفتم که دیگه بعد تو عاشق نمی شم

تو بهم گفتی دیگه برای هیچکسی مجنون وپریشون نمی شم

رفتم اما هرگز عشقت فراموشم نشد

هرگز اون اولین نگاهت از خاطراتم کم نشد

حالا بعده این همه سال هنوز بعضی شبها خواب تورو می بینم

هر جایی که حرف عشق من تورو، تو رویام می بینم

اما این گناه من نیست این رسم روزگاره

که همیشه خاطره عشق اول موندگاره........


مریم.ف

 

+ نوشته شده در  2 Jun 2009ساعت 10 PM  توسط مریم | 
چند سال این روزها که می شه

این دیوونه دل دیوونه تر می شه

یه غم بزرگی  تو قلب منه

غمی که مال روزه تولد منه

آخرین  تولدم کنار تورو هیچوقت یادم نمیره

حرفای تو،کادوی تو،احساس تو،از خاطره من نمیره

عکسای منو قاب کرده بودی قابهای مشکی قشنگ

 اومدی دادی به من با یه دسته گل سرخ قشنگ

گفتی می خوام تمام خونه پر عکس تو باشه

به هر طرف نگاه کنم عکست جلو چشام باشه

وای چه روزه قشنگی بود نگاه تو رویایی بود

حرفات چقدر قشنگ و عاشقانه بود

چقدر برام عزیز بودی


خودت خوب میدونی خدا بودی نفس بودی

یه دفع انگار صاعقه شد

آسمون تیره و تار خونمون ویرونه شد

فکر کنم اون روز چشممون زدن

یه دفعه همه دنیامونو به هم زدن

چه سریع زندگیمون خراب شدش

آرزوهامون همه نقش بر آب شدش

حالا هر سال روز تولدم بدترین روز خداست

بعضی هامیگن این سرنوشت و کار خداست

همه باتبریکای  خوب و قشنگ برام گل میارن


هدیه های مختلف گرون و ارزون میارن

ولی دلم اونارو نمی خواد و بهونه می گیره

از همه چی و همه کس ایراد می گیره

 هیچکسی نمیدونه طفلی دلم تنگ شده

دروغکی ادعا می کنه از سنگ شده

هر چی بهش می گم گذشته ها رفته دیگه

اونی که می خوای رفته و بر نمی گرده دیگه

اما خوب دل دیگه باز حرف خودشو میزنه

 
تو سینه دوراز چشم بقیه خودش به درودیوارمیزنه 

 
بهم  میگه یواشکی امسال از خدا یه آرزو دارم واسه  تولدت

 ساله دیگه دستاش تو دسته تو باشه روزه  تولدت

مریم..
 

+ نوشته شده در  30 May 2009ساعت 2 AM  توسط مریم | 
سعی کردم فراموشت کنم

خواستم از خاطرم دورت کنم

رفتم و در خود غرق شدم

بیگانه با دنیا شدم

روزها آمد و رفت


دریغا که عشق تو از یاد نرفت

هر روزی که گذشت شیداتر شدم

 
از خود رهاگشتم .. کم کم تو شدم

عشق توروح مراصیغل داد


عشق تو به من قدرت داد


پیله ای ساختم دور خودم از پیچک عشق


تار و پودش همه عشق


گریه و خندم از عشق


من با تو رسیدم به این عالم عشق....


تو خود عشقی خود عشق...


این شعر تقدیم به تو ای مظهر عشق...

مریم

 

+ نوشته شده در  30 May 2009ساعت 2 AM  توسط مریم | 

 چرا دنیای منو کردی خراب

آرزوهای منو دادی به باد

من تو دنیای خودم غرق بودم

تو افکار خودم یه افسانه از عشق ساخته بودم


عشق من آسمانی بود

توی قصه من  بی وفایی و دروغ ونیرنگ نبود

تا یه روز تو از راه رسیدی


یواش یواش و بی صدا پا گذاشتی تو قصه هام


انقدر از عشق گفتی که باورم شد


تویی مرد عاشق تو قصه ها و منم اون سیندرلا

قصه زندگی آغاز شد و من شدم عروس قصه ها

چند سالی گذشت از اون روزا

 تو دیگه عاشق و شیدا نبودی


هر روز دنبال یه قصه دیگه بودی

  گفتی دیگه عشق من برات کمه


هوای خونه برات پر از غمه


رفتی دنبال یه عشق دیگه

یه شروع جدیدو تب و تاب دیگه


دوباره غرق تو قصه هام شدم

تنهای تنها مثل اون روزا شدم


حالا توی قصه های من  عشق از یاد رفته

 دیگه خریدار نداره عاشقی اصلا معنا نداره

هر کی می گه دوست دارم فقط برام خنده داره

تازه فهمیدم عاشقی مال قصه قدیمیاست ........


عشقای این زمونه پر نیرنگ و ریاست...

 

+ نوشته شده در  30 May 2009ساعت 1 AM  توسط مریم | 

می خواهم از تو بنویسم

با قلمی از جنس آسمان

اما بغض می کند

خودکارم را می گویم

بعد انگار که ساعت ها باریده باشد

دفترم خیس خیس می شود

و من چون کودکی که ساعت ها در زیر باران منتظر مانده باشد

می نویسم:

 او در باران........

باز هم نیامد...

+ نوشته شده در  30 May 2009ساعت 1 AM  توسط مریم | 
                            

 

 

+ نوشته شده در  28 May 2009ساعت 0 AM  توسط مریم | 
تقصير من نبود!


تقصير تو نبود!



خودم نخواستم چراغ قديمي خاطره ها خاموش شود!



خودم شعرهاي شبانه ي اشك را فراموش نكردم!



خودم كنار آرزوي آمدنت اردو زدم!



حالا نه گريه ها ي من ديني بر گردن تو دارند



نه تو چيزي بدهكار دلتنگي ها يم

 

+ نوشته شده در  28 May 2009ساعت 0 AM  توسط مریم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
غم نويس نيستم

فقط گاه و بي گاه
آب و هواي دل را مکتوب مي کنم ...همین ! ...

مریم

پیوندهای روزانه

http://raamiz.blogfa.com/
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم شهریور 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
پیوندها
صبر سنگ
مجنون شبگرد
saeid ghazal.blogfa.com
صفای اشک - وفای غم
ღミ★ミღ و اما عشق ღミ★ミღ
من + تو 0
کی میای مهر بو نم
"Update" MUSIC
http://www.7shab7rooz.blogfa.com/
فاحشه ی دیروز باکره ی امروز
شب و سکوت و من و ماه !!
ارایش و مدلباس
عاشقان طلوع عشق
دنياي دانلود ام لاس
سکوتی پر راز
نمیدانم ها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM